السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

65

تفسير الميزان ( فارسي )

براى عياش قرائت كرد و سپس فرمود برخيز و يك برده مؤمن آزاد كن . « 1 » مؤلف : اين معنا به چند طريق ديگر روايت شده و در بعضى از آنها آمده كه عياش حارث را در روز فتح مكه كشت ، و جريان بدين قرار بود كه عياش تا آن روز در بند مشركين گرفتار بود و مشركين او را شكنجه مىكردند ، وقتى مكه فتح شد و عياش آزاد گرديد ، بى خبر از اينكه حارث مسلمان شده ، به انتقام از آن شكنجه ها او را به قتل رسانيد ، ليكن روايتى كه ما از عكرمه نقل كرديم به اعتبار عقلى نزديكتر و با تاريخ نزول سوره نساء سازگارتر است . طبرى در تفسير خود از ابن زيد روايت كرده كه گفت آن كسى كه آيه مذكور در شان او نازل شده ، ابو درداء است ، كه در سريه اى ( جنگى ) شركت داشت ، از ميان لشكر به كنارى رفت و بخاطر حاجتى كه داشت ، راه خود را به طرف دره اى كج كرد ، در آنجا به مردى برخورد كه داشت گوسفندان خود را شبانى مىكرد ، با شمشير به او حمله كرد ، او گفت : لا إله الا اللَّه ، ليكن ابو درداء با ضربت شمشير كارش را تمام كرد و گوسفندانش را به ميان لشگر آورد ، چون از اين عمل خود دلواپس بود ، نزد رسول خدا ( ص ) آمد و جريان را به اطلاع آن حضرت رسانيد و آيه مورد بحث درباره اين داستان نازل گرديد . « 2 » و نيز در در المنثور از رويانى و ابن منده و ابى نعيم ، از بكر بن حارثه جهنى روايت كرده كه گفت : اين آيه درباره وى نازل شده « 3 » ، به خاطر قصه اى كه نظير قصه ابى الدرداء داشته ، و روايات به هر حال بر بيش از تطبيق دلالت ندارد . و در تهذيب به سند خود از حسين بن سعيد از اساتيد و راويان سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر جا كه آزاد كردن يك برده به عنوان كفاره واجب است مىتوان برده خردسال و تازه به دنيا آمده را آزاد كرد ، مگر كفاره قتل كه حتما بايد برده بالغ را آزاد كرد ، چون خداى عز و جل درباره كفاره قتل فرموده : * ( « وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ » ) * ، و منظورش از رقبه مؤمنه كسى است كه اقرارش مسموع باشد و به حد بلوغ رسيده باشد ( تا آخر حديث ) . « 4 » و در تفسير عياشى از موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) روايت آمده كه شخصى از آن

--> ( 1 ) در المنثور ، ج 2 ص 192 . ( 2 ) تفسير طبرى ، ج 5 ص 129 ، ط مصر . ( 3 ) در المنثور ، ج 2 ص 193 . ( 4 ) تهذيب الاحكام ، ج 8 ص 320 ح 1187 - 3 .